تبليغاتX
CE

CE

تكنولوژي ساخت لوله هاي فاضلاب در كشور (پلي اتيلن، PVC يا ........... ) اكثراَ از كشورهاي غربي اقتباس شده و به دليل عدم استفاده از كاسه توالت ايراني در اين كشورها، هيچگونه قطعه اي جهت زيرسازي و آب بندي زير كاسه توالت هاي ايراني پيش بيني يا ساخته نشده و در كشور ما متاسفانه پس از گذشت مدت زمان زيادي كه از اين لوله ها استفاده مي شود، هنوز به صورت سنتي اقدام به زيرسازي و آب بندي با مصالح ساختماني (سيمان، ميلگرد، قیرگونی و غيره) توسط استادكارهايي كه اغلب اين قسمت از کار را بي اهميت فرض كرده، مي نمايند كه این امر موجب اشكالاتي كه به تفصيل شرح داده خواهد شد مي شود.

 

اشکالات سیستم سنتی

1- اشكال در اجراي ايزولاسيون:

در شكل 1 ملاحظه مي نماييد، به دليل قوس دار بودن زير كاسه، امكان استفاده از مصالح ايزولاسيون به صورت يك تكه وجود ندارد، لذا بايد اصطلاحاَ به روش "تكه كاري" زير كاسه را ايزوله نمود كه اين خود به دليل تكرار اورلب ها روي يكديگر ضريب خطاي نصب را بالا برده و امكان نشست فاضلاب از همين قسمت ها را فراهم مي نمايد.



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 14  توسط danesh  | 

کمک

غروب یک روز بارانی زنگ تلفن شرکت به صدا در آمد. زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز سارای کوچکش را به او داد. زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید. ماشین را روشن کرد و نزدیک­ترین داروخانه رفت تا دارو­های دختر کوچکش را بگیرد. وقتی از داروخانه بیرون آمد، متوجه شد به خاطر عجله­ای که داشت کلید را داخل ماشین جا گذاشته است.
زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت که حال سارا هر لحظه بدتر می­شود. او جریان کلید اتومبیل را برای پرستار گفت. پرستار به او گفت که سعی کند با سنجاق سر در اتومبیل را باز کند. زن سریع سنجاق سرش را باز کرد، نگاهی به در انداخت و با ناراحتی گفت: ولی من که بلد نیستم از این استفاده کنم.
هوا داشت تاریک می­شد و باران شدت گرفته بود. زن با وجود ناامیدی زانو زد و گفت: خدایا کمکم کن. در همین لحظه مردی ژولیده با لباس­های کهنه به سویش آمد. زن یک لحظه با دیدن قیافه­ی مرد ترسید و با خودش گفت: خدای بزرگ من از تو کمک خواستم آن وقت این مرد...!

زبان زن از ترس بند آمده بود. مرد به او نزدیک شد و گفت: خانم مشکلی پیش آمده؟
زن جواب داد: بله دخترم خیلی مریض است و من باید هر­چه سریعتر به خانه برسم ولی کلید را داخل ماشین جا گذاشه­ام و نمی­توام درش را باز کنم.
مرد از او پرسید آیا سنجاق سر همراه دارد؟ زن فوراً سنجاق سرش را به او داد و مرد در عرض چند ثانیه در اتومبیل را باز کرد..
زن بار دیگر زانو زد و با صدای بلند گفت: خدایا متشکرم
سپس رو به مرد کرد و گفت: آقا متشکرم، شما مرد شریفی هستید.
مرد سرش را برگرداند و گفت: نه خانم، من مرد شریفی نیستم. من یک دزد اتومبیل بودم و همین امروز از زندان آزاد شدم.
خدا برای زن یک کمک فرستادبود، آن هم یک حرفه­ای! زن آدرس شرکتش را به مرد داد و از او خواست که فردای آن روز حتماً به دیدنش برود. فردای آن روز وقتی مرد ژولیده وارد دفتر رئیس شد، فکرش را هم نمی­کرد که روزی به عنوان راننده­ی مخصوص در آن شرکت بزرگ استخدام شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/15ساعت 13  توسط danesh  | 

اخر قصه ی ما چی میشه ؟

آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه!
الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!
آلیس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده,
آن شرلی! ارایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی....
ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!
بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوزم خوابه!
پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!
بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن!
بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.
دامبو ، پلنگ صورتی, پسر شجاع, خانوم کوچولو, شیپورچی, یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!
تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درس میکنه!
تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!
تن تن تو یه روزنامه خبرنگار بود, الان تو زندانه!(لابد به جرم آزادی اندیشه!!)
میگن خاله ریزه رفته مکه و حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!
جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم, شایدم اجاره دادنش به ایران ایر!!)
چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!
حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون, اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)
خانواده دکتر ارنست همسایه مونن, هر سه تا بچه اش رفتن, زن دکتر خیلی مریضه!
رابین هود رو تو اسلام شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن, خوب که چی؟!
کایوت, بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش ! آنفولانزای مرغی گرفت و... اونم مرد!
هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلورتیشیاست!
لوک خوش شانس ساقی محله مونه!
مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده - میگن کارش خیلی گرفته!-
گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!
ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!
آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنکدار کله گندس!
معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس!
آقای نجار مرده و از وروجکم خبری نیست!
پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندسن!
هایدی یه پزشک ماهر شده و چشمای مادر بزرگ و عمل کرد
نل افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!
راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره... واسش دعا کنید!
بلفی و لی لی بیت رو با همدیگه گرفتن و سنگسار شون کردن!
دادلی دورایت دو ساله که رئیس جمهور شده.!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت 17  توسط danesh  | 

افتضاح مافیای فوتبال

وقتی جایی پول باشد- خیلی هم باشد- خواه ناخواه پای فساد و باج‌گیری هم به میدان می‌آید. این را از تیتر گاه عجیب روزنامه‌ها و اینکه حتّی وقت قهرمانی کشتی‌گیران هم تیتر فوتبالی می‌زدند، می‌شد فهمید. ماجرا از تماس تلفنی یک خبرنگار با داریوش مصطفوی آغاز شد که قصد تلکه‌کردن او را داشت و تهدید می‌کرد که در صورت واریزنشدن پول  به حسابش، روزنامه‌اش( الف= ابرار یا البرز) علیه پرسپولیس موضع تندی خواهد گرفت؛ مصطفوی با تیزهوشی مکالمه را ضبط کرد و برای سعیدلو فرستاد و این نوار، رفت و رفت تا به دست احمدی‌نژاد رسید و وقتی او دستور پی‌گیری داد، پای نهادهای امنیّتی از جمله مأموران اطّلاعات ناجا هم به میان کشیده شد. 
تا
جایی که جست‌وجو کردم، پس از شکایت برخی ورزشکاران و مدیران( از جمله ساکت و واعظ آشتیانی) ناصر احمدپور( سردبیر روزنامه خبر ورزشی)، مهدی هژبری( مدیر اجرایی روزنامه نود)، حامد قاسمی (نویسنده روزنامه البرز ورزشی) و احد علوی( خبرنگار روزنامه‌ی گل) تا کنون دستگیر شده‌اند و فردی به نام الف. ظ (آرش ظلّی‌پور؟) که در اجرای یکی از برنامه‌های ورزشی( ورزش از نگاه دو) هم دستی داشته و از کار برکنار شده است.
گله‌گزاری‌های امیر عابدینی از داوری‌ها را که به خاطر دارید؟ جهان ورزش
نوشته است: با این که در ماجرای دستگیری روزنامه‌نگاران هنوز پای داوران به میان نیامده، امّا گفته می‌شود داوری‌های جهت‌دار و غیرمنصفانه در لیگ فوتبال توسط چند نفر از ورزشی‌نویسان پرنفوذ برنامه‌ریزی و هدایت می‌شود. در ابتدای لیگ گذشته یکی از مدیران باشگاه‌های لیگ برتری در گفت‌وگویی خصوصی از این امر شکایت داشت. او که تیمش یکی از مدعیان قهرمانی بود، می‌گفت جدولی از خدمات پشت پرده‌ی داوری در اختیار او قرار گرفته که در قبال مبالغ بسیار بالا قضاوت بازی‌ها به نفع یک تیم مشخص انجام شود. جالب این که در این جدول اشاره شده بوده که حتی برای سوت نزدن مغرضانه علیه تیم هم باید مبلغی پرداخت شود!
همین هفته فرهاد کاظمی( کسی که بیشتر افراد دوپینگی از تیم‌های او بوده‌اند) در برنامه‌ی نود در حالیکه برافروخته شده بود، می‌گفت من اگر بگویم به ورزشکار بیا ناندرولون بزن او هم باید بزند؟ خوب طبعاً او اسم دوپینگ را نمی‌آورد بلکه به اسم ویتامین و مواد مکمّل چنین کاری را می‌کرد؛ شاه‌حسینی تا خوب جایی پیش رفته بود و به صراحت گفته بود که دست از سر کاظمی و مربّی بدنساز معروفش که استاد تزریق‌های مشکوک بود، برنمی‌دارد ولی با آمدن شریفی ظاهراً همه نفسی به راحتی کشیده‌اند.
داوری‌های عجیب، گل نزدن‌ یا خوب بازی نکردن برخی بازیکنان در بعضی بازی‌های خاص، دلّال‌های بی‌نام و نشانی که سودهای چندصدمیلیونی می‌برند، فوتبال را به تجارتی سیاه بدل کرده‌اند. یکی از همین دلّال‌ها( خشایار محسنی) که با کلاه‌گذاشتن سر هدایتی و پروین از ایران گریخته بود و می‌گفتند پروین به خونش تشنه است، تیم دی استرادای اسلوواکی را در اختیار گرفته و الآن محمّد پروین در همان تیم بازی می‌کند! گروهی از بازیکنان دیپورت شده‌ی فوتبال ایران مانند ساها بازیکن سابق پرسپولیس هم در همان تیم هستند و البتّه مربّی چنین نوابغی کسی جز ورنر لورانت (مربّی فراری سابق سایپا) نمی‌تواند باشد.
از فوتبالی که جادوگران را برای برد و باخت به خدمت می‌گیرد
 و مدیرانش در دروازه‌ی استقلال- در بازی دربی- به دنبال سر خروس ( راز گل نخوردن طالب لو!) می‌گردند، بیش از این انتظار نمی‌رود. دو سه سال پیش شاهد افتضاح در لیگ ایتالیا بودیم؛ باید منتظر شد و دید که نظام قضایی ایران تا چه حد شجاعت و امکان پیش‌روی و افشاگری مفاسد فوتبال ایران را دارد. ایران‌دخت نوشته است که یکی از بازیکنان پرسپولیس گفته از وقتی بگیربگیرها شروع شده، تماس‌های خبرنگاران باج‌گیر هم قطع شده است. 

پ. ن: باید دید که به فردوسی‌پور و برنامه‌ی نود این هفته، اجازه‌ی پرداختن به این موضوع را می‌دهند یا نه؛ گرچه شاید به دلیل ادامه‌داشتن تحقیقات و بازپرسی و صادرنشدن حکم، طرح آن در یک برنامه‌ی تلویزیونی مقدور نباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/22ساعت 19  توسط danesh  | 

سير مرد سالاری از عهد بوق الی الابد:


حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره‌ء خير نديده! من تا نكشمت راحت نميشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته ميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سايهء شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.

نيم قرن بعد ، سال 1280:
مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! يه بار كه مردی ديگه جرات نمی‌كنی از اين حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصير من بود كه گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده! حالا چی؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گيره‌ها! شكر خورد. ديگه از اين شكرها نمی‌خوره. قول ميده!
مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من بايد بكشمت! تا نكشمت آروم نميشم! خودت بيای خودتو تسليم كنی بدون درد می‌كشمت!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرين. منو به جای اون بكشين!
(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.

يك قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1330:
مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفيد حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زير ننگ كنی؟ مردم از فردا نميگن آقا رضا غيرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شيكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!
زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنين. خدای نكرده يه وخ (وقت) سكته می‌كنين!
مرد: چی ميگی ززززززن؟! من اگه اينو امشب نكشم ديگه فردا نمی‌تونم جلوی اين فسادو بگيرم! يه دانشسرايی نشونت بدم كه خودت كيف كنی!
(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سايه تون بالای سر ما باشه.

حوالی سال 1360:
فرياد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر ميرسه كه: بله؟! ميخواد بره سر كار؟! يعنی من ديگه انقدر بی غيرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بياره تو خونه؟! پس من اينجا هويجم؟! مگه اينكه برای اين بی آبرويی از روی نعش من رد بشی!
زن: حالا تو عصبانی نشو. اين بچه س نميفهمه. دوستاش يادش دادن اين حرفا رو! چند روز ديگه يادش ميره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.

همين چند سال پيش ، سال 1380:
مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از اين مانتو خيلی آستين كوتاها كه نيم متر هم پارچه نبردن و مثل جليقه نجات پستی بلندی پيدا می‌كنن!) و شلوارك (از اين شلوار خيلی برموداها!) بری بيرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم!
زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين! (شما بخونيد اكثرا")
مرد: من اينطوری نيستم! اين امروز كه اينجوری باشه لابد فردا ميخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگيره! دختر ، لااقل يه كم اون شلوارو پائين‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببنديش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!

چند سال بعد ، سال 1390:
مرد: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نميخوام زنم اين ريختی لباس بپوشه ، گفتی دورهء اين امل بازيها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهريه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا ميگی بشينم توی خونه بچه داری كنم؟!
زن: عزيزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق ميگيری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرايه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزين و جريمهء ماشين ميره! حالا اگه بشينی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم ميشه هم بچه عقده ای نميشه! آفرين عزيزم. من دارم با دوستام ميرم باشگاه بولينگ! خدا سايه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره!

چند سال بعد ، سال 1400:
دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت ميگم ، ماشين بی ماشين! همين كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشينم می‌خوام. می‌خوای بری بيرون پياده برو!
زن: دخترم ، حالا بابات يه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت كدر می‌شه! اوه مامی ، باباتم قول می‌ده ديگه از اين حرفا نزنه!
(بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شيطون پياده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: عزيزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشيدی!

دو قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1430:

زن: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودی! مثلا" بين دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اينهمه سال ما زنها بچه دار شديم و به دنيا آورديمشون ، حالا با اين علم جديد و تكنولوژی پيشرفته چند وقتی هم شما مردها از اين كارا بكنين! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت هميشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بيمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: ديگه پررو نشو هر چی هيچی بهت نميگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بيمارستان به خونه مياد زن با عشوه ميگه: مرد من ، يعنی سايهء تو تا به دنيا آوردن چند تا بچهء ديگه بالای سر ماست؟

آينده ای نه چندان دور ، سال 1450:
چند تا مرد دور همديگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك ميكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... ميگن هدف اين جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست!
- حق با جمشيده... ببينين اين زنها چقدر از ما سوء استفاده ميكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستيم كه بايد آشپزی و بچه داری و خياطی ياد بگيريم و توسری بخوريم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون ميدن و زنمون هم استثمارمون ميكنه!
- خدا كنه اين حركت به يه جايی برسه. ميگن وكيل اون مرده كه زير كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره... خب داشتم می گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسمه و اعلاميه هاش هر شب ........
در اين هنگام به علت ورود خانم يكی از مردها ، بحث به زياد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشيده ميشه!
زن: زود باشين تمومش كنين ديگه! چقدر فس ميزنين! اوی ، درست تميز كن! من نميدونم اين سايهء لعنتی شما تا كی ميخواد روی زندگی ما بمونه؟!
 
حوالی سال 1530 ه.ش:

راديوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای يه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزيز را در جريان آخرين اخبار دنيا قرار ميدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقايقی قبل سايهء آخرين نمونهء بازمانده از جنس مرد از روی كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين موجود از گونهء مردها ، از اين پس نام و تصوير اين مخلوقات را فقط در وب پيج های تاريخی و باستان شناسی می توانيد رويت نماييد. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبرهای جديدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دينگ دينگ!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 13  توسط danesh  | 

از عادل فردوسی پور حمایت کنیم

همه ما عادل فرودسی پور را به خوبی می شناسیم می دانیم که همیشه حق را گفته . امیدوارم این بار با حمایت از عادل مانع نفوذ سیاست در فوتبال شویم با رفتن به سایتاز فردوسی پور نه از فوتبال خود از استقلال انتقاد در ایران حمایت کنیم

فرارو- آن ها که به صورت پیوسته برنامه 90را دنبال می کنند با ترجیع بند معروف فردوسی پور آشنا هستند. او معمولا برنامه پر طرفدارش را این گونه آغاز می کند: «در هفته گذشته اتفاق های عجیب کم در فوتبال ما رخ نداده که امشب سعی می کنیم شما رادر جریان همه آن ها قرار دهیم.» 


اما جمله ای که دیشب عادل فردوسی پور  برنامه 90را با آن آغاز کرد برای طرفداران این برنامه که حدود10 سال است آن را دنبال می کنند عجیب بود: «در هفته گذشته اتفاق های زیادی افتاده اما فعلا صحبت در مورد آن ها صلاح دانسته نشده است!»

آنچه دوشنبه شب در برنامه 90 رخداد، مشتی بود از خروار خروار  برخورد دولتمردان کابینه نهم با منتقدان. مسوولانی که انتقاد را حتا در در جوزه ورزش نیز بر نمی تابند.

در حالی که در چند روز منتهی به برنامه این هفته90 رویارویی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال با این برنامه شکل بسیار جدیی به خود گرفته بود، مطبوعات و سایت های اینترنتی مستقل و منتقد دولت به حجم اخبار و تحلیل های خود در حمایت از فردوسی پور اضافه می کردند.

تحریم 90فردوسی پور تا اطلاع ثانویه

اوج این حمایت ها در شکل گیری کمپینی به نام «5 میلیون sms»در حمایت از برنامه90 و عادل فردوسی پور تبلور یافت.

کمپین 5 میلیون sms برای حمایت از فردوسی پور
دوشنبه شب در حالی که با نزدیک شدن به زمان پخش برنامه 90 بر میزان sms های رد و بدل شده میان مردم در رابطه با تذکر به شرکت در مسابقه sms امشب 90 افزوده می شد و مردم انتظار دیدن یک بر نامه داغ را داشتند این برنامه با حدود یک ساعت تاخیر از شبکه 3 سیما پخش شد.

مدیر شبکه سه: خدا تحمل مسوولان تربیت بدنی را بیشتر کند

این تاخیر یک ساعته در حالی بود که انتظار می رفت سازمان صداوسیما برای حمایت از « 90 »در جدال با سازمان تربیت بدنی، این هفته توجه ویژه ای به این برنامه داشته باشند.

برخی از منابع آگاه در شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران علت تاخیر در پخش برنامه 90این هفته را  تلاش برای پایین آوردن حساسیت مردم عنوان کرده اند. 

با شروع متفاوت وبسیار سرد عادل فردوسی پور و ظاهر به هم ریخته او مخاطبان تلویزیونی این برنامه قدیمی می توانستند حدس بزنند که فردوسی پور از بررسی فشار های وارد شده بر او و برنامه اش در چند روز اخیر باز داشته شده است.

البته بعضی از منابع خبری هم علت تاخیر در شروع این برنامه را به این دلیل اعلام کرده اند که مدیران سازمان صدا وسیما به فردوسی پور دستور داده بودند که به جدل با سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال نپردازد و او هم به نشانه اعتراض قصد نداشته که برنامه 90 این هفته را اجرا کند اما در نهایت با فشار مدیران ارشد این سازمان مقابل دوربین حاظر شده است.
 
از سوی دیگر با ایجاد اختلال در سیستم ارسال sms به برنامه 90 برای شرکت در مسابقه این هفته این برنامه پر طرفدار جدال دولت و صدا وسیما شکل تازه و تمام عیاری به خود گرفت.
 
اختلالی که عادل فردوسی پورآن را «غیر طبیعی » می دانست. و البته نمی توان آن را بی ارتباط با اظهارات هفته گذشته فردوسی پور دانست.

مجری برنامه 90 زمانی که مناقشه این برنامه با سازمان تربیت بدنی هنوز به این شدت نرسیده بود میزان شرکت کنندگان هفته قبل برنامه  در مسابقه sms که به نزدیکی عدد تعجب برانگیز یک ونیم میلیون رسیده بود را « بسیارپر مغز » و «پر معنی» عنوان کرده بود.

تلاش دولتی ها برای برکناری فردوسی پور

از طرفی بعضی از منابع نزدیک به برنامه 90 مسابقه اصلی این هفته این برنامه را این گونه اعلام کردند: «چه کسی مقصر است ؟گزینه 1-برنامه 90. گزینه 2- سازمان تربیت بدنی».اما به دلیل مخالفت مدیران سیما این مسابقه در آخرین لحظات تغییر کرد. مسابقه دوشنبه شب تعیین نتیجه بازی استقلال و صبا باتری بود.

سئوال اصلي برنامه نود چه بود؟ نکته قابل بحث دیگر درریتم یکنواخت و خشک 90 این هفته و پایان یافتن این برنامه در زمانی حدود یک ساعت و 15 دقیقه بود. این در حالی است که این برنامه همیشه علی رغم طولانی شدن آن تا بیش از 2 ساعت با کمبود وقت وعدم پخش بعضی از آیتم های خود مواجه می شود.

این اولین باری نیست که سازمان صدا و سیما از زمان آغاز به کار دولت نهم با فشار دولت مواجه می شود. پیش از این و در سطوح بالاتر رئیس سازمان صدا وسیما مجبور شده بود بعضی از مدیران رده بالای خود را به دلیل فشار دولت بر کنار کند.

تحلیل گران علت اصلی کوتاه آمدن های مداوم ضرغامی در مقابل فشار هایی دولت را تلاش او برای تمدید دوره ریاستش بر سازمان صدا وسیما عنوان می کنند. اردیبهشت ماه پایان دوره 5 ساله حضور ضرغامی در سازمان صدا وسیما است.منابع خبری می گویند که دولت تلاش زیادی را برای عدم تمدید حضور ضرغامی در سازمان صدا و سیما آغاز کرده است.

پشت پرده استعفای معاون ضرغامی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/01ساعت 20  توسط danesh  | 

26 سوال در مورد مردان و زنان

1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟

به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند .

چرا زنها داراي وجدان پاکي هستند؟
عجب . پس زنها هم وجدان دارند.
----------------------------------

2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند .

چرا زنهای متاهل هميشه خوشحالند؟
چون در کنار آدمهای بی خیال هستند.
-------------------------------

3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند و زنها ترجیح می دهند ادای آدم بزرگها را در بیاورند.
---------------------------------

4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چون که تاثیر جاذبه زمین بر چاقها بیشتر است و آقا راه را گم مي کند .
--------------------------------

5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد .

شباهت بانوان با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
بیشتر اوقات در رویا به سر می برند و در هر برنامه ی مهمی وقفه ایجاد می کنند.
----------------------------------

6- ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند .

ورزش کنار درياي بانوان چيست؟
هر موقع مردی را مي بينند بعضی از اندامها را بیرون مي دهند.
-------------------------------

7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد !!!!!!!!!!!!

به يک زن با نصف مغز چه مي گويند؟
موجود افسانه ای!!!!!!!!!!!
-----------------------------

8- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند .

فرق بين نرخ اوراق بهادار با زنها در چيست؟
احتمال ضرر بیشتر از سود است.
---------------------------------

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم .

خدا بعد از خلق زنها چه گفت؟
انگار همون قبلیه بهتر بود.
----------------------------------

10- 2 دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
1- فکري ندارند . 2- کاري ندارند .

2 دليلي که زنها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
1- به مسائل کاری مردها فکر می کنند. 2- به مسائل غیر کاری مردها فکر می کنند.
--------------------------------

11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست .

در آمريکا به يک زن باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
مثل مردا می مونه.
----------------------------

12- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد .

آيا شنيده ايد که زنی مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
به شایعات توجه نکنید.
----------------------------------

13- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
144 مرد یا یک زن در یک اتاق.
---------------------------------

14- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد .

براي درست کردن پاپ كُرن به چند زن نياز است؟
11 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و 10 نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد .
----------------------------------

15- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن" .

بانوان لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
تعداد دسته های مربوطه : همچنان در حال شمارش.
----------------------------------

16- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند .

تنها يک زن مي تواند يک ماشين گران قيمت 50 ميليون توماني بخرد و آن را طی مدتی کوتاه از هرگونه ارزشی ساقط کند.
-----------------------------------

17- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها .

يک مرد 35 ساله به قرار گذاشتن با بچه ها فکر مي کند، يک خانم 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به بچه دار شدن پس از دوران ترشیدگی.
---------------------------------

18- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند .

شما به زني که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
مردی که از تخریب "همه چیز" جلوگیری کند.
----------------------------------

19- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
1- به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند 2- چون عنکبوت است!!!!!!!!!!!.
------------------------------------

2۰- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد !!!!!!!!!!!

آينده نگري يک زن چگونه مشخص مي شود؟
چیزی که وجود ندارد، مشخص نمی شود.
------------------------------

۲۱- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند .

چرا زنها به دنبال آقایانی هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به جهت جلوگیری از ترشیدگی.
-----------------------------

2۲- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم .

شما با خانم مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را ارشاد می کنیم ( اگرچه سودی ندارد).
---------------------------

2۳- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند .

چرا خانم هاي مجرد جذب آقايون با هوش مي شوند؟
به علت رویاپردازی زنانه.
--------------------------

2۴- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند .

شباهت خانمها با ماشين چمن زني در چيست؟
هردو را باید به زور به کار انداخت، کنترل آنها بسیار سخت است، زود به زود خراب می شوند.
-----------------------------

۲۵- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد .

فرق يک زن جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
هیچ فرقی ندارند.
-----------------------

۲۶- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند.

ضخیمترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که زنان باید بدانند اما نمی دانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/22ساعت 21  توسط danesh  | 

رانندگی در ایران و دنیا

همه ما میدونیم علائم راهنمایی و رانندگانی علائمی بین المللی هستند و از امریکا گرفته تا ته قبائل آفریقا ، این علائم یه معنی مشترک میدهند.  اما همه ما یه چیز دیگه هم میدونیم و اون هم اینکه این علائم شامل ایران نمیشه و علائم راهنمایی و رانندگی برای ما یه معنی خاص دیگه ای میده.من امروز تصمیم گرفتم این علائم رو به صورت موشکافانه ای براتون بررسی کنم تا از این به بعد با خیال راحت تری به رانندگی در خیابان های کشورمون بپردازید:

 

 1- چراغ راهنمایی و رانندگی

 در سایر نقاط دنیا:

چراغ سبز: حق تقدم با شماست حرکت کنید

چراغ زرد:احتیاط کنید. سریعتر از چهار راه خارج شوید

چراغ قرمز:ایست

 در ایران:

چراغ سبز:ببین داداش تو که از چهار راه رد میشی.پس تا میتونی آروم تر حرکت کن که اون عقبیا بمونن پشت چراغ قرمز تا حالشون گرفته شه!

چراغ زرد:اهوی اسکول پاتو بذار رو گاز! نکنه میخوای کلی پشت چراغ علاف شی؟بدو دیگه!سریعتر گازشو بگیر و برو، بزغاله!!!

چراغ قرمز:حق تقدم عبور با شماست!

2- چراغ راهنمای ماشین:

در سایر نقاط دنیا:

یعنی ماشینی که پارک کرده است یا در لاین بغلی شماست قصد تعویض لاین خود را دارد سرعت خود را کم کنید و به او اجازه بدهید تا لاین خود را عوض کند

 در ایران:

اوهوی گوسفند!مگه نمیبینی میخواد بپیچه جولوت؟اون گاز لامسبو فشار بده و نذار بیاد جلو راهتو بگیره.از حق خودت دفاع کن بدبخت!!!

 3-گذرگاه عابر پیاده

در سایر نقاط دنیا: یعنی عابران میتوانند با خیال راحت و  به دور از هرگونه خطر از محلی که این تابلو نصب شده است عبور کنند و خود را به پیاده رو طرف دیگر خیابان برسانند. در جایی که این تابلو نصب شده است حق تقدم با عابر پیاده است.

 در ایران:

رانندگان محترم اگر به هر کدام از اهداف متحرکی که مشاهده میکنید تصادم نمایید به مرحله بعد صعود میکنید و در صورتی که وی را به صورت فجیعی له نمایید امتیاز ویژه نیز دریافت خواهید کرد.

 4-محل عبور اطفال:

 در سایر نقاط دنیا:

یعنی نزدیک مدرسه یا زمین بازی بچه ها هستید و ممکن است کودکان از آنجا عبور کنند. رانندگان با دیدن با دیدن این تابلو باید سرعت خود راکم کنند و با احتیاط به حرکت خود ادامه دهند.

  در ایران:

رانندگان محترم.مانند مورد بالا باید باید اهداف متحرک را نشانه بگیرید.فقط فرق این اهداف با مورد قبلی این است که اینها کمی سایزشان کوچکتر است و به طبع امتیاز کمتری نصیب شما میشود!

5-عبور ممنوع

در سایر نقاط دنیا:

این تابلو به رانندگان وسایل نقلیه موتوری اعلام می کند از جهتی که تابلو نشان می دهد عبور نکنند و تنها عایرین پیاده اجازه دارند که در این جهت رفت و آمد کنند.

  ایران:

الاغ! مگه نمی بینی اگه از اینجا بری راهت کلی نزدیکتر میشه؟!پس همین راهو برو!

6-ایستگاه اوتوبوس

در سایر نقاط دنیا:

این تابلو در جایی نصب می شود که اتوبوسها برای سوار و پیاده کردن مسافرها توقف می کنند .

در ایران:

پارکینگ!!!

  7-حداکثر سرعت مجاز 70 کیلومتر بر ساعت

سایر نقاط دنیا:

در صورتی که با سرعتی بیش از 70 کیلومتر در ساعت برانید علاوه بر اینکه جان خود و سایرین را به خطر انداخته اید ،تخلف کرده اید و مشمول جریمه می شوید.زیرا در این مسیر حداکثر سرعت 70 کیلومتر در ساعت است.

ایران:

کاری به تابلو نداشته باش.واسه قشنگیه! اگه زیر 110 تا بری اینقدی واست چراغ و بوق میزنند تا خودت شرمنده شی!پس مثل یچه آدم پدال گازو ته ته فشار بده.

  8-بوق زدن ممنوع

سایر نقاط دنیا:

در این محل بوق زدن ممنوع است

 ایران:

اوه عجب جای ساکتی.مثل قبرستون میمونه.یه کم بوق بزن حالشو ببریم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 13  توسط danesh  | 

قضاوت مردم در مورد پولدارها و پول ندارها

اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :
در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره  .... فکر کنم خودش از خارج خریده
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده
  اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن
در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... از سیخای سرش معلومه ژلش ایستوریای اصل ایتالیاست ... فکر کنم تیریپی که زده همین دیروز انریکو زده ... اونجا هر چی شلوارت پاره تر باشه محبوبیت بیشتره ..
در مورد بی پوله : اه چه شپل ... فکر کنم با صابون دست و صورت سرش میشوره که انقدر سیخ واستاده ... تو خونشونم که سوزن نخ پیدا نمیشه یک کوک به این پاره پوره ایاش بزنه ...
 اگر تند تند غذا بخوره :
در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره  
بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده
 اگر آروم و کم غذا بخوره :
پولداره : احتمالا" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه !!!!!!
بی پوله : اینو ببین فکر کنم تا حالا همچین غذایی ندیده بلد نیست بخوره ...
  اگر با جنس مخالف صحبت کنه :
پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ .... دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم ...... 
بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده ... بفرما لاس ... ندیده دیگه .. بپا نخوریش 
اگر درس بخونه :
پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... این تو ایران نمیمونه ..... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست
بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه .... انقدر میخونی آخرش چی ؟!! بپا عینکت نیفته ... 
اگر درس نخونه :
پولداره : پول داره درس میخواد چیکار .... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست
بی پوله :بد بخت  نون نخورده نمیتونه درس بخونه
در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری
پولداره : آفرین به این تربیت صحیح  ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه 
بی پوله : اوهوک .... چقد امل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟ 
درمورد پسرهاي جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زير ابرو گوگول
پولداره : بابا مايكل جكسون ... لئوناردو .... گاتوسو ... برم زير ابروهاي شيطونيتو 
بي پوله : مرتيكه خجالت نميكشه .... آرايش ميكني ؟! اين روزا ديگه دختر پسرا از هم تشخيص داده نميشوند ... وانگهي چي شده داداشمون .....
ازدواج :
پولداره : یکی دو تا کمه ..... من جای این بودم اصلا" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برش – بیخیال ازدواج ..... تیر تپرش 
بی پوله : آخی حیوونی تا دیروز عنکبوت تو جیبش یکی بود حالا دو تا شد ( ضرب المثلی شد برا خودش !! ) 
 پیاده روی :
پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام .... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه .
بی پوله : کفشاشم مالی نیست که حالا بگیم پیاده بره ... قربونش برم که همیشه بلیت خط 11 رو داره .
تعویض ماشین :
پولداره : بابا تنوع .... آخرین مدل ...  سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره
بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده
تعویض کار :
پول داره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ....... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش
بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده
رانندگی :
پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره
 بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست ... الاغا رو کجا بستی ؟! گوسفندا رو چه کردی ؟!!؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 10  توسط danesh  | 

چرا؟

_۱- به نظر شما ، چرا ۹۹در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟!

 الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !

ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !

ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !

د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ، 15 مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به دادشان نمی رسد !

2. چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!

الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !

ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط باشد !

ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !

د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !

۳ - شما فکر می کنید که اگر روزی همسر مردی از طبقه شصتم ساختمانی سقوط کند و در طبقه پنجاه و هشتم با دست ، میله ای که از دیوار ساختمان بیرون آمده را بگیرد و در هوا معلق بماند ، این مرد برای نجات همسرش چه اقدامی انجام خواهد داد ؟!

الف ) سریعا با استفاده از اره برقی در صدد جدا نمودن میله از ساختمان بر می آید !

ب ) یک عدد سوسک و یا موش را بر روی دست همسرش می گذارد !

ج ) یک طناب پوسیده را برای بالا کشیدن همسرش به طرف او می اندازد !

د ) با به خطر انداختن جان خودش ، هر طور که شده همسرش را نجات می دهد و سپس اینبار طوری او را هل می دهد که دیگر به هیچ عنوان نتواند دستش را به جایی بند کند !

۴ – چرا معمولا در تصادفات رانندگی ، میزان صدمه ای که به خانوم ها وارد می شود بیشتر از آقایانی است که مشغول رانندگی می باشند ؟!

الف ) چون ۵ دقیقه قبل از وقوع سانحه ، آقا خودش را از خودرو به بیرون پرت کرده است !

ب ) چون قبل از وقوع سانحه ، کمربند ایمنی خانوم دستکاری شده بوده تا عمل نکند !

ج ) چون در اینگونه تصادفات ، راننده حتی الامکان سعی کرده که خودرو اش از سمت راست با خودروی روبرویی برخورد کند !

د ) چون بعد از سانحه مشخص شده که علت تشدید جراحات وارده به خانوم ، مواد محترقه ای بوده که به دلایل نامعلوم توسط فردی ناشناس در زیر صندلی او تعبیه شده بوده تا با کوچکترین ضربه ای منفجر شود !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 10  توسط danesh  |